سه شنبه 20 بهمن ماه 1388

   

به نام خدا

سلام  بچه ها یه  باردیگه  میخوام شمارو با کودکیه ، بزرگی آشنا کنم . در روز ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری، در زندگی بها الدین ولد ، روزی فراموش نشدنی و سرشار از شادی است.

در این روز، در خانه فقیه و عارف مشهور بلخ، پسری زاده شد که بعدها "خداوندگار بلخ" لقب یافت و قرن ها پس از درگذشتش، هنوز شهره شرق و غرب عالم است.
هرچند نام کودک تازه تولد یافته را "محمد" گذاشته بودند، ولی در خانه از روی تکریم و احترام او را "جلال الدین" صدا می کردند.

 اوکسی نیست به جز مولانا جلال الدین محمد بلخی

 

 بام عرش

بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که در کودکی مولانا اتفاقاتی رخ داده است که او را از دیگر همسالانش متمایز می کند؛ اتفاقاتی که بعضاً رنگ اسطوره به خود می گیرد و نمی توان برای آنها شواهد تاریخی و علمی ارائه کرد.

دکتر عبدالحسین زرین کوب، از مولوی پژوهان مشهور کشور ایران، که کتاب های "سرّ نی"، "بحر در کوزه" و "پله پله تا ملاقات خدا" را در مورد مولانا نگاشته، به چنین اتفاقاتی در کودکی مولانا اشاره می کند.

عبدالغنی برزین مهر، استاد دانشگاه بلخ، به نقل از آقای زرین کوب از وقایع خارق العاده در کودکی مولانا می گوید: "مولانا در زمان کودکی وقتی با همسالانش بر روی بام ها بازی می کرد و از روی بامی به بامی دیگر می جهید، در پاسخ به درخواست همسالان برای همراهی در این پریدن ها، می گفت: این کار گربه است؛ شما اگر می توانید، بر بام عرش خیز بزنید؛ و خودش پس از این سخن برای لحظاتی ناپدید می شود و سپس با رنگ پریده نزد پدر می آید و می گوید که مرا جماعتی از سبز قبایان گرداگرد جهان بگردانیدند."

مولانا در کودکی نزد پدر خود بهاالدین ولد معروف به "سلطان العلما" و "برهان الدین محقق ترمذی"، که از مریدان بهاالدین ولد بود، معارف عصر را فراگرفت.

کتابهای مولانا عبارتند از :

مثنوی معنوی - دیوان شمس -مکاتیب - فیه ما فیه و مجالس سبعه

 


Module Border Module Border

RASA Group