معلّم عزيزم
خدايا از تو مي خواهم معلّم عزيزم را كه براي ما بسيار زحمت مي كشد و در تعليم و تربيت ما مي كوشد در زندگي موفق بگرداني .
صحبت خصوصی
خداي عزيزم
مي شه اين پنج شنبه كه با بابام مي يام پارك با هم قرار بگذاريم تا همديگه رو ببينيم آخه يه حرفهايي هست كه بايد خصوصي و حضوري بهت بزنم.
باهام حرف بزن
خداي عزيزم
منو ببخش
من نبايد با دوستم دعوا مي كردم
مامانم مي گه اگه خدا از دستت ناراحت بشه ديگه باهات حرف نمي زنه
خداجون من پشيمونم مي شه باهام حرف بزني
ندای آسمانی در هنگام ولادت پیامبر اکرم
امام صادق علیه السلام ماجرای ولادت پیامبر اکرم را از زبان آمنه چنین نقل میفرماید:
به خدا سوگند، فرزندم با دستان خود بر زمین فرود آمد. آنگاه سر به سوی آسمان بلند کرد و به آن نگریست. نوری از من ساطع شده بود که همه چیز در پرتوش نورانی بود. شنیدم که منادی صدا زد: « تو بزرگترین مرد جهان را به دنیا آوردی.»
و نیز نقل کردهاند:
آمنه صدایی شنید که میگفت: « تو باردار بزرگ این امت هستی. پس وقتی فرزندت متولد میشود بگو: « اعیذه بالواحد شرّ کل حاسد »؛ او را از گزند همه حسودها به خدای یگانه میسپارم .
سپس او را محمد نام بگذار.»
منابع:
• بحارالانوار، ح15، ص258
• سیرةالنبویه، ج1، ص166
• الکامل، ج1، ص294
• بحارالانوار، ج15، ص261
• بحارالانوار، ج15، ص297، ح35 |